سيد محمد كمره اى

888

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

تضييق متنفذين بعد بيرون آمده به چاپارخانه پهلوى رفته با فاضل عراقى مشغول صحبت و او را وكيل نموده كه با وكيل ويستادهل محاكمه نمايد . چون ويستادهل به تحريك نصرت الدوله كار را به پهلوى سخت گرفته ، مىخواهد او را بعد از انفصال از شغل محكوم نمايد كه چرا سوءظن حاصل نمودى كه ويستادهل شريك در قتل استوار است . واقعا از فشار و تضييق متنفذين چقدر بر نوع بشر سخت شده . بعد از توپ ظهر با پهلوى به منزلشان رفته ، ناهار نان و نيمرو و حلوا ارده خوبى . بعد چايى و شير خورده ، سه به غروب بيرون آمده ، به خانه آمدم . آب مىآمد . باغچه‌ها را آبيارى نموده ، عصر احمد هم از مدرسه آمد . تقى عمله هم آمد و مشغول آب گرفتن خاك‌ها شد . من هم بيرون آمده مقارن غروب به شمس العماره رسيده بعضى جاها مىخواستم بروم ديدم حالى ندارم . حجره خلخالى رفته ، صحبت شد كه ديشب كميته را مىخواستند تشكيليون انتخاب نمايند . محسن ميرزا ، پرويز ، افجه‌اى ، مجله ، مميززاده و آقا مير سيد على و جمعى آنجا بودند . تا ساعت دو . بعد بلند شده به خانه آمدم . شام با بچه‌ها آبگوشت و پنير و سبزى خورده ، خوابيديم . [ امور روزانه ] چهارشنبه هشتم رجب . - صبح بعد از چايى آقا شيخ مهدى تبريزى ، بعد آقا اكبر آقا و شوهر همشيره‌اش آمده ، ساعتى مشغول صحبت بعد آن‌ها رفته ، من هم بلند شده به خانه دكتر سعادت رفته ، آقا ميرزا جعفر اخوىاش هم آنجا بود . ساعتى صحبت و چايى . بعد بلند شده از خيابان مريضخانه به عدليه رفته ، آقا شيخ محمد بروجردى را نديدم . بعد به اطاق مرآت الممالك رفته ، قدرى صحبت ، از آنجا به اداره شمال [ وزارت ] داخله رفته ، بيان الدوله اظهار عجز از وصول شهريه عيال آقاى مساوات كه ارفع الممالك خورده بود نموده ، كاغذى همان‌جا من به اقتدار الدوله نوشتم كه اگر بتواند وصول نمايد و با بيان الدوله مذاكره نمودم كه شركت راى در زنجان را با مرآت الممالك بنمايد . بعد بلند شده به اطاق مشار اعظم رفته ، نظام السلطان و طبيب‌زاده هم آنجا بوده ، احوالپرسى ايستاده نموده بيرون آمدم . قدرى لوبيا و نخود و روغن از راه خريده به خانه آمده ، ناهار نان و پنير و شربت شيره خورده ، بچه‌ها غير از احمد ، بودند . رخت‌شور هم داشتيم . بعد خوابيده و چايى خورده ، بيرون آمده ، به خانه شيخ محمد بروجردى رفته نبود .